شمارهٔ ۳۱۲ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آمد بهار و موسم گلگشت باغ شد
گلبن برای اهل طرب چلچراغ شد
سر از دریچه کرد برون آن بهار حسن
هر کوچه از نسیم رخش کوچه باغ شد
گفتا چه رنگ می شوم از خوردن شراب
گفتم به رنگ لاله تر، بی دماغ شد!
از بس تنش چو صفحه آیینه صاف بود
بر هر کجا که دست نهادیم، داغ شد
طغرا چه سود وصل، زمانی که اصل عمر
در راه آن پری، همه صرف سراغ شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره آمدن بهار و زیباییهای آن است. بهار به باغها طراوت میبخشد و فضا را شاداب میکند. در این فصل، زیبایی و تازگی در همهجا محسوس است و هوای دلانگیز آن همه را به وجد میآورد. شاعر به تاثیری که شراب بر رنگ و حالت او دارد اشاره میکند و میگوید که زیبایی او به اندازه گلهاست. همچنین، او به این نکته میپردازد که در جستوجوی عشق و وصال، زمان عمر خود را صرف کرده است. به طور کلی، شعر حس و حال بهار و عشق را به تصویر میکشد.