شمارهٔ ۳۲۰ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر به میخانه رسد زاهد افسرده نفس
آتش باده شود دود و ز روزن برود
تا به کی خفته بود اشک به گهواره چشم؟
بگذارید که این طفل به دامن برود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زاهدی افسرده اشاره میکند که وقتی به میخانه میرسد، آتش باده تبدیل به دود میشود و از روزن خارج میگردد. شاعر از زاهد میخواهد که در این حالت خواب آلودگی و افسردگی از اشکها دور شود و اجازه دهد که این کودک (نماد آزادی و رهایی) به دامن برود، یعنی به زندگی و لذتها بپردازد. خلاصهای از موضوع شعر در دعوت به تجربه و رهایی از قید و بندهاست.