شمارهٔ ۳۴۵ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
دل به امید عشق او، تن به هوس نمی دهد
هر که به شعله یار شد، باج به خس نمی دهد
بسته نقاب شرم او، بوسه کجا و من کجا
در نگشوده، باغبان میوه به کس نمی دهد
آهن و شیشه را نبود اینهمه بهره از صفا
عکس جمال کیست این، کآینه پس نمی دهد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به بیان احساسات عاشقانه و حسرتهای ناشی از عشق میپردازد. او تأکید میکند که عشق واقعی به هوس تن نمیدهد و کسی که به معشوق نزدیک میشود، از خودگذشتگی نشان میدهد. همچنین، به مقایسه عشق و شرم پرداخته و میگوید که بوسهها و ابراز محبت، باید در یک فضای مناسب و درست صورت گیرد. در پایان، به زیبایی چهره معشوق اشاره میکند که به رغم جاذبهاش، نمیتوان به سادگی به آن دست یافت.