شمارهٔ ۳۴۴ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آیینه از رخ تو گل تازه می کشد
صد آب و رنگ را به یک اندازه می کشد
می را زموج نیست کشاکش، که روز و شب
در آرزوی لعل تو خمیازه می کشد
ای غنچه بر طراوت رخسار دل مبند
دوران گلاب را زگل تازه می کشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و طراوت چهره محبوبش اشاره میکند. او میگوید که آیینه، زیبایی و تازگی رخسار او را با هنرمندی میکشد. همچنین به عشق و آرزوی خود نسبت به محبوبش اشاره دارد که مثل می در موجهای روز و شب و از دل و جان نگران اوست. در پایان، شاعر از غنچه میخواهد که زیباییاش را به روی دل نبندد، زیرا دوران گلاب و تازگی گلها به زودی میگذرد.