شمارهٔ ۳۴۶ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز رخ، چشم تو مستی در بهشت افتاده را ماند
ز لب، خال تو جامی سر به کوثر داده را ماند
دلم از یاد چشم او بود مانند نرگسدان
سرم از فکر لعل او، کدوی باده را ماند
دمی کز هر طرف گردد پریشان سنبل زلفش
ز رعنایی، تذرو بال و پر بگشاده را ماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوقه است. شاعر به مستی و غنای روحی ناشی از چشمها و لبهای معشوقهاش اشاره میکند و آن را به بهشت و کوثر تشبیه میکند. همچنین، دل شاعر به یاد چشمان معشوقهاش و سرش در فکر لعل اوست. بویژه، زیبایی و جذابیت زلفهای معشوقه را به پرواز درآوردن پرندهای تشبیه میکند و توصیف میکند که چگونه این زیبایی بر او تأثیر گذاشته است.