نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به پای شوق گشتم هرطرف بسیار در صحرا

کشیدم شکل حیرانی بدین پرگار در صحرا

ندارد شهر، میدان غبارانگیزی آهم

به سان گردباد استاده ام ناچار در صحرا

نسیم نرگس مستت کند چون شهرپیمایی

به جای لاله، روید ساغر سرشار در صحرا

طریق اختلاط شهریانم یاد می آید

چو می بینم به هر سو راه ناهموار در صحرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از جستجو و حیرانی خود در صحرا سخن می‌گوید. او به دنبال شادی و شوق است، اما نمی‌تواند در شهر بیابد. او خود را مانند گردبادی در صحرا احساس می‌کند و از نسیم خوشبویی که او را مست می‌کند یاد می‌کند. شاعر به یاد اختلاط و همزیستی با دیگر مردم افتاده و ناهمواری‌های مسیر را مشاهده می‌کند. به طور کلی، این شعر به تحرک، ناپایداری و جست‌وجوی دلخواه در میان طبیعت و بی‌نظمی زندگی اشاره دارد.