شمارهٔ ۳۸۴ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
اشکم نمی کشد پای، از راه کوچه گردی
طفلی که خودسر افتاد، چون دربدر نباشد؟
پرواز نیستی را، در کار نیست بالی
سیماب در پریدن، محتاج پر نباشد
سختی کش جهان را، راحت رسد ز عقبی
پاسنگ در ترازو، از هر دو سر نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به احساس ناتوانی و بیهدفی اشاره دارد. او میگوید که اشک ندارد و به مانند کودکی که به خودسرانه در کوچهگردی افتاده، در دنیای خود سرگردان است. همچنین به پرواز و نیاز به بال برای پرواز اشاره میکند و میگوید که وجود نیازی به بال ندارد. در نهایت به این نکته میپردازد که در سختیها، آرامش از گذشته به دست میآید و در واقع تأکید میکند که هر چیزی باید در تعادل و توازن باشد.