نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۰ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل داده ام به یار، ببینم چه می شود

بستم به شعله خار، ببینم چه می شود

شور جنون زیاده شد از موسم خزان

در فصل نوبهار ببینم چه می شود

سر رشته امید، برون رفته از کفم

درهم شده ست کار، ببینم چه می شود

جان را بغل بغل هوس داغ چیدن است

رفتم به لاله زار، ببینم چه می شود

گفتا قرار مرگ بده در جفای عشق

مردم ازین قرار، ببینم چه می شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساسات عمیق و ناپایداری‌اش نسبت به عشق و انتظار می‌پردازد. او با دل‌سپاری به محبوب، در جستجوی تجربه‌ای نو و ناشناخته است و به تب و تاب آن توجه دارد. در لحظه‌ای از زندگی‌اش، با از دست دادن امید و مواجه با دردهای عشق، در پی یافتن معنایی تازه به سرزمین گل‌ها می‌رود. در نهایت، او با اشاره به عجز و درد ناشی از عشق، به این فکر می‌کند که چه سرنوشتی در انتظارش است.