شمارهٔ ۳۹۳ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نکنم باور ازان سست وفا، عهد وصال
دست بر مصحف اگر بهر قسم بگذارد
من و اندیشه آن سرو که در باغ خرام
فتنه می روید از آنجا که قدم بگذارد
راه اسلام غلط نیست، ز پیمودن کفر
باز می گردم اگر شرم صنم بگذارد
حالیا کآتش ایجاد به ما زد، چه کرم؟
کرم آن بود که ما را به عدم بگذارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع وفا و عهد میپردازد. شاعر از تردید خود در مورد وفاداری معشوق صحبت میکند و به این نکته اشاره دارد که اعمال ظاهری نمیتواند نشاندهندهی صداقت باشد. او از زیبایی و تأثیر آن سرو در باغ که باعث فتنه میشود، یاد میکند و در ادامه تأکید میکند که راه راست و حقیقت از کفر جداست. همچنین، شاعر به آتشی که در وجودش ایجاد شده اشاره میکند و میگوید که این حالت میتواند نتیجهی عشق و ارادت به معشوق باشد. در نهایت، شاعر شعف و کرم معشوق را در ایجاد احساس عدم و فاصله توصیف میکند.