نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۴ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عشوه بیرون نمی رود ز تنش

کی توان موج را زآب کشید

نکشد ناز شمع کافوری

هرکه ساغر به ماهتاب کشید

ساقی از بهر پای تابوتم

دست خود را ز باده آب کشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف روح و احساسات عاشقانه می‌پردازد. شاعر می‌گوید که زیبایی و جذابیت عشق مانند موجی است که نمی‌توان آن را از آب خارج کرد. او همچنین به ناز و لطافت شمعی اشاره می‌کند که تنها برای کسانی که در سکوت و شب عاشقانه به می‌نوشند، دیده می‌شود. در انتها، شاعر از ساقی می‌خواهد که برای روح او نوشیدنی بیاورد و به نوعی وابستگی او به عشق و باده را نشان می‌دهد.