شمارهٔ ۳۹۵ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در بزمگاه وصل چو نوبت به ما رسد
مینا جدا، پیاله جدا، می جدا رسد
گل سر به نازبالش بلبل نمی نهد
در گلشنی که پای نسیم حیا رسد
چون طفل غنچه، از گل کم قسمتی مرا
تا پیرهن ز کف نرود، کی قبا رسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف لحظههای شیرین وصال و زیباییهای آن میپردازد. وقتی که نوبت به شاعر میرسد، او متوجه میشود که هر چیز بهطور جداگانه و خاصی به او میرسد. گلها و بلبلان در این بزمگاه حضور دارند، اما هرکدام با زیبایی و ناز خاص خود. شاعر همچنین از حس ناپایداری و گذر زمان در زندگی سخن میگوید و آرزو میکند که لحظات خوب و زیبا بیشتر به او برسد. در نهایت، شاعر میخواهد که همچون یک کودک به زیباییها نزدیک شود و به دست نیاوردن برخی چیزها را میپذیرد.