نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

غارتگر حیا نکنی جام باده را

نکهت فزون بود گل کم آب داده را

ابری ندیده ام که نبیند به چشم کم

این قطره های اشک ز باران زیاده را

در خوان عیش نیست به از باده شربتی

تنگی مباد رزق، سر خم گشاده را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به زیبایی و لذت‌های زندگی اشاره می‌کند. او از غارتگری که باعث از بین رفتن حیا و زیبایی می‌شود، انتقاد می‌کند و یادآور می‌شود که گل‌ها بدون آب کم‌رمق هستند. همچنین به اشک‌هایی که بیش از باران به چشم می‌آید اشاره می‌کند و می‌گوید در میان لذت‌ها و خوشی‌ها، هیچ چیز به اندازه یک لیوان شراب خوشمزه نمی‌تواند لذت‌بخش باشد و بر لزوم فراخ‌دستی در زندگی تأکید می‌کند.