شمارهٔ ۴۶ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
محتسب می افکند بیهوده در هنگامه سنگ
زور می، خواهد شکستن شیشه نشکسته را
کی به جانان می رسد آیینه در پاکیزگی؟
گر به آب خضر، می شوید تن ناشسته را
وا نشد بند قبایش، از گریبان گل بچین
می توان از رخنه دیدن گلشن در بسته را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نقشی که محتسب (نگهبان یا ناظر) در محدود کردن آزادی و زیباییها دارد اشاره میکند. او میگوید که تلاش برای شکستن چیزهای نشکسته (آرزوها یا زیباییهای طبیعی) بیهوده است. به یادآوری میآورد که برای رسیدن به محبوب یا زیبایی واقعی، باید به صورت پاک و خالص نزدیک شد. همچنین، تأکید میکند که با وجود محدودیتها، هنوز میتوان زیباییهایی را در دل سختیها و موانع مشاهده کرد.