نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۶ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در کف امید ما شد ساغر سرشار خشک

شد گلوی شیشه ما چون لب بیمار خشک

صحبت تردامن و زاهد نمی چسبد به هم

گل نمی گیرد به خود، هرگه بود دیوار خشک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساس ناامیدی و بی‌حالی می‌پردازد. در ابتدا، شاعر می‌گوید که امیدشان مانند پیاله‌ای پر از نشانه‌های خشکی و کمبود است. سپس به وضعیت بیماری اشاره می‌کند که به شیشه (نماد زندگی) آسیب می‌زند. در پایان، شاعر متوجه می‌شود که ارتباط بین انسان‌های زاهد و روحانی و دنیای مادی نمی‌تواند به خوبی برقرار شود و این وضع همچون دیواری خشک است که گل نمی‌گیرد.