نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۰ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک شورش ما رهبر صد بارش سنگ است

لیکن سر هنگامه طفلانه نداریم

یک جا نشود جمع، دو برگ طرب ما

داریم گهی شیشه که پیمانه نداریم

گویی که ز ما گم شده انگشت شهادت

روزی که کلید در میخانه نداریم

داریم سر زلف گرهگیر تو در دست

غم نیست اگر سبحه صد دانه نداریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تضادهای زندگی و احساسات اشاره می‌کند. او از مشکلات و نداشتن‌ها صحبت می‌کند، اما در عین حال به زیبایی‌های عشق و حالاتی که از آن حاصل می‌شود، اشاره دارد. شورش و آشفتگی وجود دارد، اما به دلیل نداشتن هدف یا اشتیاق واقعی، به نظر می‌رسد که همه چیز بی‌ثمر است. کلمات نشان‌دهنده‌ی جستجوی شاعر برای معنا و زیبایی در دل غم‌ها و فقدان‌ها هستند. در نهایت، شاعر می‌گوید که حتی اگر فقر و نداشتن‌ها را تجربه کنیم، عشق و زیبایی‌هایی که در آن وجود دارد، غم‌ها را کاهش می‌دهد.