نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۴ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گل و می از لب و رخساره اش می ریخت هرجانب

شکستن داشت امشب توبه ام، بیهوده نشکستم

بلندیهای همت، کار خود را می کند آخر

نخواهد داشت دوران این چنین در پایه پستم

گشودم چشم تر بر سفره قسمت حباب آسا

ندیدم چیز دیگر، مشت آهی در گره بستم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و از عشق و لذت‌های آن می‌گوید. او احساساتی عمیق را در شب عاشقانه‌ای بیان می‌کند و از درد و توبه‌اش سخن می‌گوید. همچنین به چالش‌ها و سختی‌هایی که در زندگی دارد اشاره می‌کند و در نهایت، به محدودیت‌های زمانی زندگی و تقسیم قسمت‌ها می‌پردازد. احساس تلخی و ناامیدی نیز در این اشعار موج می‌زند.