شمارهٔ ۵۲۶ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دستم نگشت با گل داغ تو آشنا
گلچین بی وقوفم و شرمنده گلم
دل از خیال وصل رخت صدچمن شکفت
آیینه دار موسم آینده گلم
نشناختم که یار کدام است و گل کدام
با آنکه برگ برگ، شناسنده گلم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از احساس ناکامی و ناآگاهی خود نسبت به عشق صحبت میکند. او میگوید که نتوانسته است با درد و زیبایی معشوق آشنا شود و در عین حال از خود و گلش شرمندگی دارد. دل او به امید وصال معشوق در حال شکفتن است، اما او نمیداند کدام یک از گلها و یاران را باید بشناسد، در حالی که به خوبی با جزئیات آنها آشناست.