شمارهٔ ۵۳۳ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
جور کنی، وفا کنم، زخم زنی، دعا کنم
چون به دل تو جا کنم، باش ببین چها کنم
تو می صاف و من سبو، بی تو مرا نه رنگ و بو
از تو شوم چو کامجو، ره به نشاط واکنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از عشق و وابستگی خود به معشوق صحبت میکند. او وعده میدهد که اگر معشوق راضی باشد، همه چیز را برای او انجام خواهد داد و در دلش جا میکند. شاعر میگوید که معشوق او را زنده و خوشبو میکند و بدون او هیچ حال و هوایی ندارد. او آرزو دارد که به شادی و لذت از عشق دست یابد.