نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۹ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شب خدنگ ناله ای بر آسمان انداختم

بی نشان تیری به آن تاریکدان انداختم

بس که گردیدم به شرح بینوایی مضطرب

آنچه اصل مدعا بود از میان انداختم

همچو شمع از سوزناکیهای حرف اشتیاق

یک سخن ناگفته، خود را از زبان انداختم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دردناک خود سخن می‌گوید. او در شب به آسمان ناله‌ای می‌زند و تیری بی‌نشان به تاریکی می‌افکند. به دلیل اضطراب و بی‌کسی، اصل موضوعی که در پی آن بوده را فراموش کرده و از یاد می‌برد. همچنین، مانند شمعی که از حرارت عشق می‌سوزد، یک سخن ناگفته را از زبان خود خارج می‌کند. خلاصه این شعر، نشان‌دهنده غم و تنهایی شاعر و تلاش او برای بیان احساساتش است.