نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۳ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گل ز دستم رفته و من خار پیدا می کنم

یار باید جست و من اغیار پیدا می کنم

مرغ حقگویم، نیم منصور وش ممنون کس

خود ز هر شاخ درختی، دار پیدا می کنم

گر دهد زاهد به دستم سبحه صد دانه را

در میان دانه ها، زنار پیدا می کنم

گر توانم کرد عمری مشق دل سختی چو طور

من هم اندک طاقت دیدار پیدا می کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار حسرت و فقدان را بیان می‌کند. او می‌گوید که عشق و یار را گم کرده و در عوض، به دنبال چیزهای غیرمهم و بی‌فایده می‌گردد. مرغ حق و صدای حق را در خود نمی‌یابد و به ترس و دوگانگی دچار می‌شود. حتی اگر زاهدی برایش دعا کند، او باز هم چیزهایی را می‌بیند که با باورهایش در تضاد است. شاعر در پایان به تلاش ناموفقش برای مواجهه با سختی‌ها اشاره می‌کند و از سختی‌های عشق و انتظار یار سخن می‌گوید. Overall, این اشعار نمایانگر جدایی، احساس عدم رضایت و جستجوی معنای عمیق‌تر در زندگی هستند.