شمارهٔ ۵۵۴ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
تردامنی به کف داد، سرخانه حبابم
هرجا که می نهم پا، تا نصف تن در آبم
از بس که تنگ ظرفی، گل کرد در وجودم
ساقی به مستی افکند، از وعده شرابم
در مهد هستی ام دل چون تن دهد به آرام؟
زاییده مادر دهر، بر خشت اضطرابم
مشکل بود تکلم، آشفته خاطران را
حرفی چو پرسم از گل، بلبل دهد جوابم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و تناقضات درونی شاعر اشاره دارد. شاعر از تردید و بیثباتی در زندگی خود سخن میگوید و بیان میکند که با ورود به هر مکانی، بخشی از وجودش در آب غرق میشود. او به جایی رسیده که از شدت فشار احساسات و مشکلات، به مستی و شادی موقتی پناه میبرد. در نهایت، شاعر بیان میکند که همواره در تلاش است تا معنا و جوابی برای دردها و سوالات خود بیابد، اما به نظر میرسد که دنیا و دیگران قادر به درک عمیق این مشکلات نیستند.