نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۵ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ز خیال دهنت تنگ شکر می گریم

یاد زلفت چو کنم، سنبل تر می گریم

عادت شبنم این باغ بود بی تو مرا

شام اگر اشک کمی کرد، سحر می گریم

کودک مادر دورانم و گریان ز جفا

چون بگوید که مکن گریه، دگر می گریم

در جفاخانه گیتی ندهم گریه ز کف

پیش مادر نشود، پیش پدر می گریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حسی از اندوه و غم ناشی از دوری از معشوق اشاره دارد. شاعر از اشک‌هایش به عنوان سمبلی برای ابراز درد و حسرت یاد می‌کند. او به یاد معشوق و زلف او گریه می‌کند و بیان می‌کند که بی‌معشوق حتی شبنم هم برایش بی‌معناست. او خودش را به کودکانی تشبیه می‌کند که در آرامش مادر نیاز به گریه دارند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که در دنیای پر از جفا، او نمی‌تواند از گریه خودداری کند و تنها در کنار مادرش آرام می‌گیرد.