شمارهٔ ۵۵۶ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز بهر صبر بلبل، بی تو در گلزار می مانم
تو چون گل می روی از باغ و من چون خار می مانم
مرا همچون عصا دارد ادب در وادی شوقت
به جای پا سرم گر نیست، از رفتار می مانم
به غیر از اشکریزی نیست شبها بی توام کاری
اگر چون شمع مجلس تا سحر بیدار می مانم
نگاه چشم مخمور توام افکند بر بستر
مسیحا گر به بالینم رسد، بیمار می مانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساس تنهایی و دشواری زندگی بدون عشق اشاره میکند. او میگوید که مثل بلبل صبور در گلزار منتظر است، در حالی که معشوقش همچون گلی باغ را ترک کرده است. شاعر به وفاداری و ادب خود در عشق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر از رفتار او دور باشد، هنوز هم در آرزویش میماند. شبها به جز اشک ریختن، کاری ندارد و اگر تا صبح همچون شمع بیدار بماند، تنها نام عشق را حمل میکند. او همچنان در انتظار معشوق است و چشمان افسونکنندهاش نیز او را در بستر خوابش رنج میدهد.