نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بس که از جوی صفا، شاداب می بینم ترا

همچو عکس شاخ گل در آب می بینم ترا

گر شب تاریک برداری نقاب از روی خویش

از فروغ چهره در مهتاب می بینم ترا

شبنم بر برگ سوسن خفته می آید به یاد

تکیه چون بر بستر سنجاب می بینم ترا

ساده لوحی بین که دارم از تو چشم دوستی

من که دشمن پرور احباب می بینم ترا

ناز کمتر کن که من در کامجویی قانعم

بس بود، یک بار اگر درخواب می بینم ترا

گریه می آید مرا بر حال طغرا همچو شمع

هر کجا با خوی آتش تاب می بینم ترا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر، احساس شادی و زیبایی را که از دیدن محبوبش به دست می‌آورد، بیان می‌کند. او زیبایی محبوب را همچون تصویر گل در آب می‌بیند و اگر شب چهره‌اش را بیپوشاند، نور چهره‌اش در ماهتاب می‌درخشد. شاعر همچنین یادآور می‌شود که هر وقت دلتنگ است، زیبایی محبوبش به یادش می‌آید و او به سادگی دل می‌دهد. او از نیازش به عشق و محبت می‌گوید و اشاره می‌کند که با وجود دشواری‌ها، حتی یک بار دیدن محبوبش در خواب برایش کافی است. در نهایت، شاعر به غم و اشک خود به خاطر عشق می‌پردازد و می‌گوید که در هر کجا احوالی از آتش و عشق را می‌بیند، یاد محبوبش برایش یادآور آن احساسات است.