نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷۳ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در وفا، انکار آن شوخ ستمگر می کنم

آنچه از بی رحمی اش گویند، باور می کنم

چرخ می خندد ز روی شادمانی تا سحر

شام غم چون گریه از بیداد اختر می کنم

دل تسلی نیست در ماتمسرای فوت وقت

گر دو عالم خاک را یکبار بر سر می کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از وفا و شکیبایی در برابر ستم و بی‌رحمی معشوق سخن می‌گوید. او به این موضوع اعتراف می‌کند که به خاطر رفتارهای ظالمانه معشوق، برغم رنج و غم، ناچار است در برابر شادی‌های دنیا تسلیم شود. شاعر احساس نارضایتی و دل‌تنگی خود را به تصویر می‌کشد و از تاریکی و عزا در زندگی صحبت می‌کند، اما در عین حال، حسرت بر زندگی خاکی را نیز تسلی می‌داند.