شمارهٔ ۵۷۵ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
کار اگر چنین باشد، مزد کار ما معلوم
نزد کارفرمایان، اعتبار ما معلوم
بخت ما نمی داند، غیر واژگون سازی
با چنین مددکاری، کار و بار ما معلوم
دل ز داغ حرمان شد باغ پرگل تازه
باغ ما که این باشد، نوبهار ما معلوم
نخل خشک این باغیم، بی نصیب سرسبزی
گر جهان شود خرم، برگ و بار ما معلوم
می زند عبث طغرا، دم ز شعرپردازی
قدر و قیمت شاعر در دیار ما معلوم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان نارضایتی و ناامیدی شاعر از وضعیت کاری و اجتماعی خود میپردازد. شاعر اشاره میکند که اگر کار به این صورت است، مزد و اعتبار او نیز مشخص است. او از بخت بد خود سخن میگوید که فقط موجب بدبختیاش شده و دلش از داغ ناکامی رنج میبرد. همچنین او خود را به گونهای تشبیه میکند که مانند نخل خشک است که از سرسبزی و خرمی بینصیب مانده است. در نهایت، شاعر به بیاعتنایی جامعه نسبت به شعر و شاعری اشاره میکند و بیان میکند که ارزش و موقعیت شاعران در دیارشان شناخته شده نیست.