نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷۴ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یاد ایامی که ما هم دستگاهی داشتیم

بهر پای انداز جانان، اشک و آهی داشتیم

در نشاط آباد قسمت، از صف مینا و جام

بهر دفع غم، ز هر جانب سپاهی داشتیم

آن سعادت را چه پیش آمد، که در صحن چمن

گل ز سر می رست اگر پا بر گیاهی داشتیم

یارب آن اختر چه شد، کز دولت تاثیر او

چون فلک در برج قصر خویش، ماهی داشتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به یاد ایام خوش گذشته‌ای می‌افتد که عشق و شادی را تجربه کرده است. او از حسرت بر آن بخت و سعادت می‌گوید که دیگر در دسترس نیست. شاعر به عناصر زیبای طبیعت مانند گل‌ها و چمن اشاره می‌کند و از فقدان آن یار و دوست خبر می‌دهد که باعث شادی و خوشحالی‌اش بود. به طور کلی، شعر بحرانی از اندوه و یادآوری روزهای خوب گذشته را به تصویر می‌کشد.