نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷۶ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

طرب گل کرده از هر شاخ و گل چیدن نمی دانم

پریشان بلبلم، جز گلستان دیدن نمی دانم

به دستم گر دهد آن نازنین، گیسوی مشکین را

ز نافهمیدگی، چون شانه بوییدن نمی دانم

چرا مینا نخندد بر من بیدل، که چون ساغر

لبم با لعل او پیوست و بوسیدن نمی دانم

چو صحرا ناله دارد طینتم، لیکن ز بیدردی

اگر کوه آیدم برسینه، نالیدن نمی دانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر احساسات عاشقانه و عواطف خود را به تصویر می‌کشد. او از زیبایی گل‌ها و عشق صحبت می‌کند، اما اعلام می‌کند که در درک و فهم عشق و زیبایی ناتوان است. او به گیسوی معشوقش اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌تواند بوی آن را بفهمد، همچنین از عدم درک احساسات خود در مواجهه با عشق و درد سخن می‌گوید. در نهایت، با وجود ناله‌ها و درد درونی، او از ناتوانی در ابراز این احساسات شکایت دارد.