شمارهٔ ۶۰۷ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعیل فعولن مفاعیل فعولن
بود چون زلف شب، گیسوی شوخ می پرست من
که هرگز یک سر مویش نمی آید به دست من
من آن پیمانه ام کز کثرت موج تنک ظرفی
بود گوش حباب می بر آواز شکست من
در اقلیم بنای خلقت آن برگشته ایامم
که شام آخر دنیا، بود صبح الست من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و دشواری دسترسی به معشوق اشاره میکند. او خود را به یک پیمانه تشبیه میکند که به خاطر امواج زندگی، در ظرفی کوچک و ناپایدار قرار دارد. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که در زمانهای که به آن رسیده، در واقع به آخر دنیا نزدیک شده و این وضعیت را به روز اول وجودش مرتبط میکند. به طور کلی، شعر بیانگر حسرت و ناتوانی در دستیابی به معشوق و همچنین تأمل در زمان و سرنوشت است.