شمارهٔ ۶۲۸ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر چه می گویی، ز چشم عشوه پردازش بگو
وز اشارتهای ابروی اداسازش بگو
شکوه ناسازی هجران، به آن مه گفتنی ست
گر نبینی رو ازو، در پیش دمسازش بگو
کعبه در برروی مردم بسته، نامش را مبر
لب به وصف دیر بگشا، از در بازش بگو
تا زند سازنده غم، نقشها بر آب صوت
رود چشم را ببین، در پرده سازش بگو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این قطعه، شاعر به زیباییها و جذابیتهای معشوق اشاره میکند و از حالاتی چون عشق و جدایی سخن میگوید. او از شنونده میخواهد تا از زیباییهای چشمان معشوق و ابروهایش بگوید و شکوه ناشی از جدایی را با او در میان بگذارد. همچنین به عشق و هنر سازندگی غمها اشاره میکند و از او میخواهد که از زیباییهای مشهود و عشق سخن گفته و احساساتش را بیان کند.