نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۸ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

شیشه بیار ساقیا، از پی هم پیاله ده

زود نمی روم ز خود، باده دیرساله ده

زمزمه ریزساز را، قلقل شیشه بشنوان

دردکش خمار را، نغمه به جای ناله ده

از من بینوا مکن ننگ و ز دودمان رز

طبع مجرد مرا، دختر بی قباله ده

گردن شیشه در کفت، هست کلید رزق ما

قحطی می کشیده را، قوت سه چار ساله ده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر از ساقی می‌خواهد که شیشه‌ای بیاورد و پیاله‌ای پر کند، زیرا نمی‌خواهد زود از می‌ و حال خود جدا شود. او درخواست دارد تا با نواختن ساز، نغمه‌ای شاد به جای ناله‌های دردناک برای او بزنند. او از اینکه به خاطر وضعیتی که دارد، دچار ننگ شود، ابراز نگرانی می‌کند و خواهان رهایی از قید و بندهای اجتماعی است. شاعر اشاره می‌کند که شیشه در دستانش کلید زندگی و روزی‌اش است و از قحطی و نبود نعمت‌ها گلایه می‌کند و خواهان کمک است.