نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷۵ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جنگ با من دارد ای دل تا طلبکارش تویی

از من آن بدخو چه می خواهد، گرفتارش تویی

ماه من، گفتی چرا افتاده گیسو در پی ام؟

چون نیفتد در پی ات، شمع شب تارش تویی

چون نباشد بی صفا در جنب رویت آفتاب؟

این چمن را او گل زرد است و گلنارش تویی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به دل خود می‌گوید که در جنگ و جدال با او، در واقع خودش (دل) به نوعی طلبکار است. شاعر به فردی اشاره می‌کند که از او توقعات و خواسته‌هایی دارد. در ادامه، او به زیبایی معشوقه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که زیبایی و درخشش او، همانند شمعی در شب تار است. همچنین، او به این نکته می‌پردازد که در صورت عدم وجود زیبایی معشوق، جهان اطرافش بی‌معنا و خالی خواهد بود. در کل، این شعر به رابطه عاشقانه و اهمیت معشوق در زندگی شاعر پرداخته است.