نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۱ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

کشتی ز بی آرامی ام، آرام جان کیستی

کردی به این بیخوابی ام، شب میهمان کیستی

از سرکشی یک جا نه ای، با خویشتن هم وا نه ای

از خود نه ای از ما نه ای، آخر تو زان کیستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساس بی‌قراری و تنهایی خود سخن می‌گوید و از شخصی نامشخص و مرموز سوال می‌کند که کیست و چه نقشی در زندگی او دارد. او به بی‌خوابی و شب‌های پر از اندیشه‌اش اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این فرد نه کاملاً از خود اوست و نه از دیگران، و در نهایت به دنبال درک هویتی است که او را تحت تأثیر قرار داده است.