شمارهٔ ۷۴۵ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
جوان مردم، ولیکن نه زنی دارم نه فرزندی
نبوده غالبا در طالع من، دشمن چندی
ندارم قوتی، ورنه چو تیر از کمان جسته
ازین مهمانسرای بی حلاوت، می زدم کندی
صراحی در بناگوش قدح سرگرم قلقل شد
چو آن مادر که هر دم طفل خود را می دهد پندی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از احساس تنهایی و عدم داشتن خانواده و فرزند صحبت میکند. او میگوید که دشمنان زیادی در زندگیاش وجود نداشتهاند و از نداشتن توان برای مقابله با شرایط نامساعد گلایه دارد. او تشبیه میکند که اگر میتوانست، مانند تیر رها شده از کمان، از این زندگی بیحلاوت فرار میکرد. همچنین به لحظهای اشاره میکند که در حال نوشیدن شراب است و این حالت را به مادرانی تشبیه میکند که همیشه به فرزندان خود نصیحت میکنند.