شمارهٔ ۷۵۱ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بی وضو، دست به پیمانه صهبا نکنی
غسل ناکرده، نظر جانب مینا نکنی
به طفیل دگری زیستن از غیرت نیست
گر دهد جان نوت، رو به مسیحا نکنی
می زند هر نفس از موج، دوصدچین به جبین
گر شوی تشنه، گذر جانب دریا نکنی
چون ندزدی نگه از دیدن داغ دل ما؟
تو که از پاکی تن، لاله تماشا نکنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عدم پذیرش و محدودیتهایی است که در عشق و باورها وجود دارد. شاعر به این نکته اشاره میکند که بدون وضو و آمادگی نباید به سراغ لذتها و زیباییها رفت. او تأکید میکند که برای زندگی کردن و دوستی نیاز به پاکی و صداقت داریم و برای رسیدن به حقیقت نباید از دیگران کمک طلب کنیم. همچنین، هر لحظه ممکن است تجارب و احساسات جدیدی به ما برسد که باید با اشتیاق و دقت به آنها توجه کنیم. در نهایت، شاعر نشان میدهد که عشق و زیبایی نیازمند پاکی و صداقت در دل و جان است.