نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴۹ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

من نه ابرم، نه تو گل، بهر چه در باغ وصال

چون زمین تر شود از گریه من، خنده کنی

چون روی پیشتر از موسم گل رو به چمن

بی نیازش ز گل موسم آینده کنی

من و آن لعل روان بخش که از یک سخنش

دل اگر مرده صدساله بود، زنده کنی

بس که خوب است سراپای تنت چون خورشید

بدنما گر بود آیینه، خوشاینده کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عاشقانه و زیبایی‌های محبوب اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که نه خودش مانند ابر است و نه معشوقش مانند گل، بلکه برای عشق و وصال به هم نیاز دارند. شاعر می‌گوید که اگر از گریه‌اش، زمین تر شود، معشوق خنده خواهد کرد. همچنین اشاره می‌کند که با زیبایی‌های محبوبش، می‌تواند روح مرده‌ای را زنده کند. در نهایت، او زیبایی محبوبش را چون خورشید توصیف می‌کند و تأکید می‌کند که این زیبایی باید در آینه‌ای خوب نمایان شود.