نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶۲ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ندارد دیده ما طالع نظاره رویی

چو پیشانی نمی بینیم غیر از چین ابرویی

چو دام از خود نیم در صیدگاه آرزو آگه

ز بس در حیرتم افکنده نقش پای آهویی

به گل در یک قبایم، لیک از بسیاری غفلت

به رنگ بلبل دیبا، ازو نشنیده ام بویی

تنم گردیده خاک و در شکنج سایه دامم

نمی دانم که بر یادم پریشان کرده گیسویی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و زیستن در حیرت و آرزو اشاره دارد. شاعر از نبودن زیبایی محبوبش ابراز ناراحتی می‌کند و در عین حال خود را در دام عشق و آرزو می‌بیند. او در میان زیبایی‌های طبیعت و گل‌ها، اما در غفلت و بی‌خبری از محبوبش احساس تنهایی و پژمردگی می‌کند. همچنین، او به نوعی از درگیری ذهنی و سردرگمی در یادآوری محبوبش صحبت می‌کند که به وضعیتی پریشان و ناامید منجر شده است.