شمارهٔ ۸۱ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ناصح از پند تو بیزارم، چه می گویی مرا
می کند حرف تو آزارم، چه می گویی مرا
گفتی از دست محبت می شود حالت خراب
من خراب از دست این کارم، چه می گویی مرا
می کنی عیبم که پیشت سبحه و سجاده نیست
از پی ناقوس و زنارم، چه می گویی مرا
چند گویی هر نفس بر گرد خال او مگرد
تا بود آن نقطه، پرگارم، چه می گویی مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده به ناصح (پنددهنده) میگوید که از نصایح او دلزده شده و از حرفهایش رنج میبرد. او به انتقاد ناصح نسبت به عشق و محبت پاسخ میدهد و میگوید که او دچار حالت خراب است و این را حاصل عشق میداند. همچنین به این نکته اشاره میکند که ناصح او را به عدم توجه به اصول دینی متهم میکند در حالی که او به دنبال عشق است. در انتها، گوینده تاکید دارد که هرچقدر هم که ناصح نصیحت کند، او نمیتواند از عشق و دلبستگی خود دست بردارد.