نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ - غزل طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ساقی‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

که گوید جز آیینه بر روی تو؟

که بالای چشم است ابروی تو!

دهد بوی جمعیت مرغ دل

پریشانی سنبل موی تو

صنوبر قدان را در آرد ز پای

خرامیدن سرو دلجوی تو

به صبح ازل گشت در طور حسن

تجلی، نظر کرده روی تو

به جای عرق، در مقام حیا

صفا می تراود ز هر موی تو

نگاهت در بیخودی می زند

به میخانه چشم جادوی تو

کند هر خسی،کار صد محتسب

چو طغرا بود مست در کوی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و توصیفاتی شاعرانه از ویژگی‌های او را به تصویر می‌کشد. شاعر می‌گوید که هیچ‌کس جز آیینه نمی‌تواند زیبایی او را بیان کند و ابرویش به بالای چشمانش جلوه‌ای خاص می‌بخشد. همچنین، بوی عشق و زیبایی را از موی او حس می‌کند و حرکات دلربای او را به سرو و صنوبر تشبیه می‌کند. شعری حاکی از تجلی زیبایی و حیا در چهره معشوق است و نگاۀ او می‌تواند دل‌های مست را به خود مشغول کند. در نهایت، معشوق به قدری زیبا و دلنشین است که حتی خسیکارها (شراب‌نوش‌ها) را متوجه خود می‌کند.