شمارهٔ ۲۲۴ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
لبت لعل و قدت طوبی رخت گل
منم در گلشن حسن تو بلبل
به دور مه فکندی زلف مشکین
کشیدی خط بطلان تسلسل
ازآن روزی که دیدم روی خوبت
شدم از طاقت و صبر و تحمل!
قدت اندر چمن شد جلوهآرا
به طوبی طعنه زد در باغ صلصل
رسید از نکهت زلفت به گلشن
ز حسرت شد پریشان حال سنبل
به یاد لعل تو دارد به محفل
صراحی از زبان باده قل قل
هر آن سر را که سودای تو باشد
نباشد میل او با ساغر مل
به میل سایه مژگان آهو
کشیده نرگست کحل تغافل
ادافهمان چو تیهو در گریزند
به هر جانب کند پرواز طغرل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر عاشقانه، درباره زیبایی و دلربایی معشوق و تاثیر عمیق او بر شاعر است. شاعر با توصیف لبهای لعل و قامت خوشبوی معشوقش، خود را به بلبل گلی تشبیه میکند که در گلشن عشق میخواند. زلف مشکی معشوق به دور ماهش پیچیده و باعث شده که شاعر از صبر و طاقت خود خارج شود. در این شعر به حسرت و دلتنگی هم اشاره میشود و به زیباییهای طبیعت نیز پرداخته شده است. شاعر از شوق و شور خود در محفلها میگوید و تأثیر نگاه معشوق را بر دیگران نیز به تصویر میکشد. در نهایت، اشارههایی به فرار و پرواز پرندگان از زیبایی معشوق و احساسات عمیق شاعر نسبت به او وجود دارد.