نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرچه رنگ و بو دلیل و شاهد روی گل است

لیک اندر روی گل پیرایه ز آه بلبل است

ساز عیشی نیست اندر بزم امکان دم به دم

از شکست رنگ مینای دلم را قل‌قل است

سرنوشتم شد ز دیوان قضا آشفتگی

خامه تصویر من گویا که تار سنبل است

نرگس بی‌باک او میخانه دارد در بغل

مستی چشمش نه از کیفیت جام مل است

سوختم چندان که پیچیدم به خود در نار غم

دود شمع دل مرا از پیچ و تاب کاکل است

نیستم چون شانه از سودای زلف او برون

یاد گیسویش کنون در گردن جانم غل است

هر زمان پرواز می‌سازد سوی صید سخن

طغرل ما را که از فکر معانی چنگل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به خاطرات و احساسات عمیق شاعر اشاره دارند. رنگ و بوی گل نماد زیبایی و عشق است، اما زیبایی درونی و مشکلات روحی شاعر را نیز منعکس می‌کند. شاعر از غم و پریشانی سرنوشت خود سخن می‌گوید و به عشقش اشاره دارد که همچون نرگس بی‌پروا، او را به میخانه می‌کشاند. همچنین، او در شعری از آتش عشق و غم می‌سوزد و تأثیر زلف محبوبش را بر خود بیان می‌کند. شاعر در تلاش است تا از زیبایی‌های عشق و معانی عمیق آن بهره‌برداری کند و به دنبال درک بیشتر از احساسات خود است.