نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۲ - رخ خوبان ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سر چه باشد که فدا بر سر پیمان نکنم

جان چه باشد که نثار ره جانان نکنم

تا رخ و زلف و خط یار مرا در نظر است

التفاتی به گل و سنبل و ریحان نکنم

تا مرا موعظهٔ پیر مغان در گوش است

گوش بر موعظهٔ واعظ نادان نکنم

گرچه از دیدن خوبان تن و جان، در تعب است

حیف باشد که نظر بر رخ خوبان نکنم

مطرب ار این غزل از گفتهٔ «ترکی» خوان

گوش بر زمزمهٔ مرغ خوش الحان نکنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر بر اهمیت وفاداری و عشق تأکید می‌کند. او می‌گوید که حاضر نیست جان و سرش را برای پایبندی به پیمانه‌ای فدای چیز دیگری کند و به زیبایی‌های دنیوی (مانند گل و سنبل) توجهی نخواهد داشت، زیرا عشق و زیبایی یار برایش اولویت دارد. شاعر همچنین اشاره می‌کند که حتی اگر از زیبایی‌ها در رنج باشد، باز هم نمی‌تواند از دیدن زیبایی‌ها خودداری کند. در نهایت، او را به لذت بردن از موسیقی و زیبایی کلام دعوت می‌کند و گوش به زمزمه‌های دلنشین می‌دهد.