نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۶ - گنج شایان ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای جمالت! زماه تابان به

لب لعلت، ز آب حیوان به

بوی زلفت ز بوی گل خوشتر

خط سبزت ز برگ ریحان به

نیست نخلی چو سرو در بستان

نخل قدت ز سرو بستان به

در دندان صاف رخشانت

از لطافت ز در عمان به

گرچه جان بهتر است از همه چیز

لیک هستی مرا تو از جان به

زهر هجر توام به از تریاق

درد عشق توام ز درمان به

نعمت فقر و گنج درویشی

پیش «ترکی» ز گنج شایان به

«ترکیا» گر هزار دستانی

ور شوی از هزاردستان به

شعر گفتن بود کمال، ولی

نیست چیزی ز حفظ قرآن به

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر از ویژگی‌های ظاهری معشوق، مانند لب‌های سرخ، بوی خوش زلف و قد بلند او صحبت می‌کند و عشقش را ستایش می‌کند. او به این نکته اشاره می‌کند که وجود معشوق برایش از جان نیز ارزشمندتر است. همچنین، شاعر به درد و رنج ناشی از جدایی و عشق اشاره می‌کند و بر این باور است که حتی در فقر و سختی، عشق معشوق او را غنی می‌کند. در نهایت، شاعر به اهمیت شعر گفتن اشاره می‌کند و آن را کمال می‌داند، اما تأکید می‌کند که هیچ چیزی به ارزش قرآن نمی‌رسد.