نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹ - عاشق و مفتون ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای عارض نیکوی تو از قرص قمر به

اندام تو سر تا به قدم پاک و منزه

دانم که به من نیست تو را روی توجه

اما به تو من روز و شب استم متوجه

هم بر قد و بالای توام عاشق و مفتون

هم در رخ زیبای توام خیره و واله

از حسرت سیب زنخ و سرخی رنگت

رنگ رخم ای دوست بود زردتر از به

از طاق فرود آر یکی شیشه پر از می

جامی تو بکن نوش ودگر جام به من ده

جامی به کفم برنه و جان در عوضش گیر

جانی بستان از من و جامی به کفم نه

ابروی تو کافی ست به خون ریزی «ترکی»

بیهوده مکش تیغ و کمان را منما زه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق عمیق و دلبستگی شاعر به محبوبش است. او زیبایی‌های محبوب را به‌طور خاص توصیف می‌کند و از جذابیت‌های ظاهری و فیزیکی او، مانند قد و رنگ رخ، به وجد آمده است. شاعر به حسرت و آرزوهایش برای نزدیکی به محبوب اشاره می‌کند و از او درخواست می‌کند که لطف کرده و جامی از می به او دهد. همچنین، او به نوعی تلخی و درد عاطفی ناشی از دوری و عدم توجه محبوب به خود نیز اشاره دارد. در نهایت، این شعر نمایانگر عشق شیدایی و احساسات شدید است که شاعر نسبت به محبوبش دارد.