نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۴ - بهای بوسه ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گر بدین سان کنی تو جلوه گری

دل خلقی به جلوه ای ببری

پرده از رخ اگر براندازی

پردهٔ صبر عاشقان بدری

مادر روزگار کی زاید؟

بعد از این چون تو نازنین پسری

نیست چیزی عزیزتر از چشم

تو زچشمان من عزیزتری

نمک عشق تو کند کورم

گر گزینم به جای تو دگری

به تنم جان رفته باز آید

بر مزارم اگر کنی گذری

نظری کن به سوی من که بری

زنگ غم از دلم به یک نظری

آه سوزنده تر از آتش من

نکند در تو گل بدن اثری

پرسشی کن ز چشم بیمارت

اگر از حال من تو بی خبری

جان «ترکی» بهای بوسهٔ توست

گرچه باشد بهای مختصری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و بیان می‌کند که اگر معشوق خود را نمایان کند، دل‌های بسیاری را تسخیر خواهد کرد. شاعر از عشق خود سخن می‌گوید و اینکه هیچ چیز ارزشمندتر از چشم‌های معشوق نیست. او بیان می‌کند که عشق او باعث شده کور شود و نمی‌تواند به کسی دیگر فکر کند. شاعر از معشوق می‌خواهد نگاهی به او بیندازد تا درد و غم او کاهش یابد. او همچنین به بوسه معشوق اشاره می‌کند و آن را با وجود ارزش کم، بسیار با اهمیت و گران‌بها می‌داند.