نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ - نخل نیکی ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا کی؟ ای دل! تو گرفتار جهان خواهی شد

ناوک ناز جهان را تو نشان خواهی شد

خلقتت از کف خاکی شده و، آخر کار

زین جهان چون گذری، باز همان خواهی شد

زینهار ای تن خاکی! نشوی غره به خویش

کآخر الامر گل کوزه گران خواهی شد

می برد گرگ اجل، یک یک از این گله و تو

چند از دور، برایشان نگران خواهی شد

پیری و، می کنی از وسمه سیه موی سپید

تو بر آنی که به دین شیوه جوان خواهی شد

گر نهی تاج و، دو صد سال نشینی بر تخت

آخر از تخت، به تابوت روان خواهی شد

نخل نیکی بنشان، بذر بدی را مفشان

ورنه در روز جزا اشک فشان خواهی شد

دست بیچارهٔ از پای درافتاده بگیر

ز آنکه یک روز، تو هم نیز چنان خواهی شد

پند «ترکی» بشنو دل بکن از مهر بتان

ورنه با انده و حسرت، ز جهان خواهی شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وسوسه‌ها و زینت‌های دنیای مادی اشاره دارد و به انسان یادآوری می‌کند که در نهایت همه چیز به سرانجام می‌رسد. شاعر هشدار می‌دهد که انسان نباید به ظواهر فریبنده دنیا دل ببندد، چرا که در پایان عمر، از خاک برمی‌خیزد و به خاک برمی‌گردد. همچنین، به پیری و زوال اشاره می‌کند و می‌گوید حتی اگر در جوانی بر تخت بنشیند، در نهایت به تابوت خواهد رفت. شاعر تأکید می‌کند که باید در زندگی نیکی بکاریم و از بدی‌ها پرهیز کنیم، چرا که در روز قیامت پاسخگو خواهیم بود. در نهایت، نصیحت می‌کند که دل را از محبت‌های بی‌فایده دنیا برکنیم تا در آینده با حسرت و غم روبرو نشویم.