نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰ - لعل گهربار ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن یار دل آرا که بلای دل ما شد

ایا زکجا آمد و دیگر به کجا شد؟

خون شد دلم از حسرت یاقوت لبانش

روزم چو شب از فرقت آن زلف دو تا شد

سیمین بدنش دیده ام از چاک گریبان

از غصه مرا پیرهن صبر، قبا شد

ده بوسه طلب کردمش از لعل گهربار

صد ناز و ادا کرد و،به یک بوسه رضا شد

ز نار سر زلفش، در این دم پیری

انار میانم شد و الحق چه بجا شد

در عشق نگاری، به یم عاطفه «ترکی»

رسوا شد و، شیدا شد و، انگشت نما شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلتنگی سخن می‌گوید. شاعر از معشوقی صحبت می‌کند که دلش را به درد آورده و به خاطر او در حسرت به سر می‌برد. او به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و از غم و اندوهی که در جدایی با او احساس می‌کند، صحبت می‌کند. بوسه‌ای که شاعر از معشوق طلب می‌کند، نمادی از آرزوها و آرمان‌های عاشقانه اوست. در نهایت، شاعر به واقعیت عشق و احساسات خود اشاره می‌کند و از تغییراتی که این عشق در او ایجاد کرده، سخن می‌گوید.