شمارهٔ ۶۷ - مینای عشق ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفهنگاریها / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
ساقی سیمین عذار، خیز و صراحی بیار
از دو سه جام شراب، ریز به جامم شرار
باده برد زنگ غم، از دل پیر و جوان
خاصه به فصل بهار، خاصه ز دست نگار
باده غم از دل برد، باده نشاط آورد
باده کند مرده را زنده دل و هوشیار
مرده دل است آنکه نیست زنده به مینای عشق
زنده دل مرده را زنده مخوان زینهار
از می عشق حبیب، هر که دلش زنده نیست
مردهٔ صرفش شمار، رو به مزارش به زار
مقصد از این باده چیست؟ ساقی این باده کیست؟
گر تو ندانی بدان، گوش به حرفم بدار
مقصد از این باده است حب خدا و رسول
ساقی این باده است حیدر دلدل سوار
«ترکی» از این باده به هست تو را گر سراغ
خیز و بیاور بده، خیز و بیا و بیار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که شراب بیاورد و به زیبایی و شادابی بهار اشاره میکند. او تأکید دارد که شراب به دلهای پیر و جوان غم را میزداید و زندگی و هوشیاری را به ارمغان میآورد. شاعر میگوید که اگر کسی به عشق زنده نیست، او مردهای بیش نیست و به پیوند عشق و اشتیاق به خدا و رسول اشاره میکند. در نهایت، او از ساقی میخواهد که بادهای بیاورد که مقصد آن عشق به خدا و رسول و حیدر (علی) است.