شمارهٔ ۷۸ - تشخیص ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفهنگاریها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دل، به دیدار روی توست حریص
چشم، او را همی کند تحریص
هر که در بند تو گرفتار است
کی بود در دلش غم تخلیص
بی شک، آزرده می شود بدنت
گر بپوشی تو را از حریر قمیص
تو که پروای دوستانت نیست
دشمن از دوست، کی دهد تشخیص
بوسه از لعل تو اگر غالی است
در عوض جان «ترکی» است رخیص
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و کشش عشق اشاره دارد. عاشق آرزوی دیدار معشوق را دارد و چشمانش بهطور مداوم او را تشویق میکند. هر کسی که در عشق گرفتار است، دیگر نگرانی از رنج و غم نمیکند. شاعر به معشوق میگوید که اگر به تنش لباسهای گرانقیمتی بپوشاند، ممکن است این کار او را آزرده کند. همچنین ضمن انتقاد از عدم توجه معشوق به دوستان، به این نکته اشاره میکند که کسی که از دوست بیخبر است، چگونه میتواند به دشمن تشخیص بدهد. در نهایت، شاعر میگوید اگر بوسه معشوق گرانبها باشد، در عوض جان عاشق بسیار بیارزش است.