نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ - سمند ناز ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای به وصلت، من خراب حریص!

همچو عطشان، به شرب آب حریص

من ببوسیدن لب تو عجول

تو به نوشیدن شراب حریص

چشم مست تو روز و شب، خفته است

مست آری بود به خواب حریص

دل فرستاده ام به تحفه که هست

مست، برخوردن کباب حریص

تو سوار سمند ناز و، تو را

من به بوسیدن رکاب حریص

به تماشای ماه روی توام

همچو حربا بر آفتاب حریص

از خیال تو روز و شب «ترکی»

هست بر خواندن کتاب حریص

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با بیان اشتیاق و حرص شاعر به وصال محبوب و لذت‌های آن سر و کار دارد. شاعر خود را به عطش انداخته و به خوبی نشان می‌دهد که چگونه به سمت محبوب و خواسته‌هایش کشیده شده است. او از بوسیدن لب محبوب عجول است و محبوب نیز به نوشیدن شراب اشتها دارد. شاعر دربارهٔ چشم‌های مست محبوب و دل‌شکستگی خود سخن می‌گوید و همچنین به تماشای زیبایی‌های محبوب و خواندن کتابی که به او فکر می‌کند، اشاره می‌کند. در کل، شعر دربرگیرندهٔ شور و شوق عاشقانه و تمایل عمیق به وصال معشوق است.